دکتر عبدالوهابی

دکتر عبدالوهابیوقتی به بیمارستان ایران مهر رفتم و او را از ٫شت شیشه کوچک بخش مراقت های ویژه دیدم به یاد سال اول  پزشکی افتادم...

به یاد آناتومی به یاد استادی که با عشق از آناتومی و کاربرد های بالینی اش می گفت و در ضمن خاطراتی از تجربه کاری اش می گفت...

به یاد او که روزی به کلاس آناتومی عملی مان آمد و با این که وظیفه این درس را نداشت ولی با عشق رگ های قلب را برایمان تشریح کرد...

به یاد او که امتحان را آخرین جلسه درس می دانست و سر امتحان هم به سوالات دانشجویان عاشقانه جواب می داد...

او بود که در مراسم بزرگداشت اساتید چه زیبا گفت: این حقیقت زندگی یک طبیب است که با عشق زندگی کند و من امیدوارم که همه قلب ها عاشق باشند.من زندگی بسیار ساده ای دارم و در سطحی بالاتر با بیماران خود و بالاتر از آن با دانشجویان خود زندگی می کنم. 

آری! او با عشق زندگی کرد و حال چه غریبانه در گوشه بیمارستان انتظار لقای الهی را می کشد...

این استاد بزرگ اگرچه جراح توراکس حاذقی بود و بسیار پرمشغله ولی هیچ گاه دانشجویان مشتاق آناتومی را فراموش نکرد. وقتی پیشش می رفتی اینقدر با تواضع جوابت را می داد که دوست داشتی ساعت ها پیشش بنشینی و از او سوال بپرسی...

و چه زود ریه پر از نفس های عاشقانه اش بیمار شد و بیماری به مغز پربارش متاستاز داد. و حال که در کاهش هوشیاری به سر می برد برای من سوال است که در کشاکش مرگ و زندگی با خدا چه می گوید و چگونه راز و نیاز می کنم که امیدوارم این دوران را به راحتی بگذراند. با این که سلامتی دوباره را بعید می دانم ولی برای سلامتی ان مرد بزرگ و این اسطوره دانشجویان پزشکی۳۰ سال اخیر دانشگاه تهران دعا می کنم...

از پشت شیشه قطرات اشک من سرازیر می شود. خیلی دوست داشتم می توانستم داخل شوم . دستش را بگیرم و پیشانیش را ببوسم. خیلی دوستت داریم معلم بزرگ تاریخ طب ...

(منبع: وبلاگ همسرم)

/ 3 نظر / 24 بازدید
امید ایران

سایت آپارات فیلم شهدا را حذف می کند! http://www.aparat.com/v/lEVAd به حمایت شما دوستان نیازمندیم.

http://1892-8.mihanblog.com/

http://1892-8.mihanblog.com/ لینکم کن جان مادرت لیورپول